تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی
وجدان بهترین قانون کپی رایت است .
استفاده از مطالب با ذکر نام نویسنده آزاد است.


تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1395 | 11:30 ق.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی
خودمو آتیش زدم
به خیال اینکه آب رو آتیش میشه برام
ولی هیزم تو آتیشم شد...!



طبقه بندی: دلنوشته ها،

تاریخ : دوشنبه 22 شهریور 1395 | 08:27 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی
عید قربان است ...
و احساسم، عزیزترین دارایی ام.
احساسم را به قربانگاه خواندی...
و من...
با همه دلبستگی هایم،
قربانی اش کردم...
غافل از اینکه...
تو...
خدا نبودی!
خدا نبودی و آن را به من نبخشیدی...
و چه آسان و بی صدا...
احساسم مرد...!
حج ام مبارک!




طبقه بندی: دلنوشته ها،

تاریخ : دوشنبه 8 شهریور 1395 | 01:10 ق.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

بترسیم از اینکه به خاطر اشتباه نکرده دل کسی رو بشکنیم. قضاوتش کنیم. راجع بهش حرف بزنیم. ابراز نظر کنیم. خدا بعضی موقع ها بدجور صدای دل گرفته ها و اندوهگین هارو میشنوه...

خدایا صبرها باید

سکوت و گریه ها شاید

در این روز و در این ساعت

خدایا زندگی باید!

************ Mah DiSh***********



تاریخ : جمعه 20 فروردین 1395 | 08:42 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی
https://telegram.me/ArghavanGallery
فروشگاه اینترنتی گالری ارغوان
انواع بدلیجات (نقره) سفارشی


تاریخ : شنبه 8 اسفند 1394 | 12:41 ق.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

یقینیم وار، ایکی دونیاده سنی من سئوه رم...




طبقه بندی: دلنوشته ها،

تاریخ : سه شنبه 13 مرداد 1394 | 10:06 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی
ده سال قبل، در لابلای کتاب های مدرسه و دفترهای مشق، می نوشتم امید و خط می زدم، می نوشتم آرامش و می خندیدم. چون در هیچ کجای دنج دلم، اثری از دلخوری نبود، لکه ای از نا امیدی نبود. توی کلاس درس ، تنها دغدغه ام این بود که خوب یاد بگیرم. با خودمی گفتم، مگر می شود آدم آرامش نداشته باشد؟ مگر می شود کسی امید نداشته باشد؟ مگر امکان دارد قلب آدمها کینه داشته باشد. شاد بودم و در شادی خود ،آرامش و امید ،دوستان همیشگیم بودند. زمان گذشت و من هم گذشتم، زمان از من و من از جاده پرچاله ی زندگی.من برای زندگی سخت نگرفتم و زندگی برای من آسان! در این ده سال نا امید شدم و خسته، آشفته شدم و پریشان، عاشق شدم و رنجور، دلخور شدم و کینه دار. و هر چه در اندیشه ام پرورانده بودم به فنا رفت.من امروز،اگر بامن ده سال قبل روبرو شوم، به او میفهمانم که زندگی را خیلی آسان نبین. من دلخوش ده سال جوانتر بی نوای من، خودت را برای روزهای سخت بساز، ذره ذره ی پیکرت را از اراده بساز و محکم بساز. نحیف که باشی رنجورت می کنند.قوی باش و مصمم.دنیا برای تو خلق شده، نه تو برای دنیا! از دنیایی که برایت خلق شده، لذت ببر و نگذار ناملایمتهایش روحت را برنجانند. ضعیف که باشی، دنیا، این خدمتگزار بی وفای تو، زمینت می زند. از کتابهایی که میخوانی لذت ببر و اندیشه ات را استوار کن.اندیشه که استوار باشد، یعنی ریشه استوار است و هیچ بادی ریشه های در هم تنیده ی عمیق را نخواهد کند.



****
دوستان عزیز،
لطفا به لینک زیر مراجعه کنید و به متن رای بدید. ممنون

http://timemachine.mihanblog.com/post/1378





طبقه بندی: دلنوشته ها،
برچسب ها: من امروز من ده سال قبل، مسابقه وبلاگ نویسی،

تاریخ : چهارشنبه 7 مرداد 1394 | 06:39 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

زاده می شویم و می میریم. زاده می شویم و می میریم و این زاد و میر، برای مان عادی می شود و خاطره. عادت می شود و عشق، نفس می شود و قفس. زاده می شویم هر بار پر تحمل تر از قبل، و این عشق خداست به مخلوقش.می میریم هر بار دردناکتر از قبل، و این عشق مخلوق است به خداوندگارش. در میان این زاده شدن ها و مردن ها، متعالی تر می شویم، " درد انسان متعالی، تنهایی و عشق است."، در هر بار زاده شدن عاشق تر می شویم و در هر بار مردن، تنهاتر. و این است معنای زندگی کردن:"تعالی"

تعالی روح، تعالی نگاه و تعالی عشق، نردبامی از عشق زمینی به سوی عشق افلاکی... هر چه بالاتر، ترس از افتادن بیشتر، دفعات مردن بیشتر، فاصله ی زاده شدن ها کمتر... " هرکه در این بزم مقرب تر ایست/جام بلا بیشترش می دهند"

اما جایی می رسد که می میریم و زاده نمی شویم اما به آرامش می رسیم و این است هدیه ی عاشقی چون خدا به معشوقی چون انسان: " آرامش "




طبقه بندی: دلنوشته ها،
برچسب ها: عشق، تعالی، آرامش، انسان،

تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 | 02:07 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

*                      بتی را بشکنم با اشک...

ببوسم رد پای اشک هایت را به روی گونه های سرد

به یاد یک شب آرام بخوابم تا ابد با درد

بمیرم تا شود آرام دلت از یاد مرگ من

چه کم خواهد شد از دنیا؟ فقط یک تن

چه دارد ارزش این تن؟فقط مشتی خس و خاشاک

شود غمگین ز حمل من فقط متری زمین و خاک

خدا داند چه شبها را به گریه صبح آوردم

ز زخم بی محبت ها هزاران بار من مردم

شده خسته نگاه من از انتظار بیهوده

نباشد لحظه ای را دل به حد مرگ آسوده

خدا دیگر نمی خواهد شود یار دل تنگم

سوال آید به ذهن من که آیا تکه ای سنگم؟

ببارد تکه های ابر درون حدقه های چشم

بَرَد هرچه سر ره است، سیل از انزلی تا قشم

شکست اندوهِ جانکاهم ز دیدار تفاوت ها

شکایت نزد بی رحمی بَرَم از دست این بت ها

بتی را بشکنم با اشک بتی با آه جانسوزم

نمی دانم به چه مدت ز تنهایی می سوزم

87-11-19

****************MahDiSh*****************





طبقه بندی: اشعار،

تاریخ : چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 | 11:51 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

سن هر حالتده منه هاریکاسان

ایستیرم گؤزلرینه باخیب دیه م سؤزلریمی

ساچلاریمی اوزومه تؤکوب گیزلندیرم گؤزلریمی

باخیشیمی یئره تیکیب، دوگونلیه م أللریمی

یؤلومی توتوب،یاواش یاواش آتام قدملریمی

سن اگر سئوماغا قصد إیلیه سن

نئچه دفعه آدیمی سسلیه سن

منه احساسلی، سئوینجلی سؤزلر ،دیه سن

اؤ گؤزه ل گؤزلریوی، گؤزلریمه باغلیه سن

من سنه سؤز وئره رم دونیاوی جنت ائده رم

بو بؤیوک عالمده سئوگیلی ، تک سن گوره رم

سن دیه ر سن، سنه من جان وئره رم

گؤزلریوین قاباغیندا، اؤله رم

سن اگر سئوماغا قصد إیله مه سن

منی حسرتده قؤیوب، اوزیوی دؤندره سن

منی ظلومات عالیمنه گؤندره سن

کولون آلتیندا اؤلان اؤت لاری سن سؤندوره سن

گینه من جان وئره رم

سنین آرخانجا، همن من اؤله رم

سئوگی لر دونیاسینی  ترک أله رم

یقینیم وار، ایکی دونیاده سنی من سئوه رم

عزیزیم، آرزولارام سن قالاسان

سن هر حالتده منه هاریکاسان

اومیدیم وار منه اوره ک باغلیاسان

بو وفالی کؤنوله یار اؤلاسان.

م. تبریزلی




طبقه بندی: ***تورکی شعرلریم***،

تاریخ : چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 | 12:31 ق.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

مکتوب

بوگون، احساس دولو، بیر مکتوب یازماق ایسته دیم سنه

دویغولاریمی آنلاشدیرماق ایسته دیم سنه

نه قدر چوخ اؤزله دیم دئماق ایسته دیم سنه

چوخ چتین آیریلیقینا گؤزله دیم سؤیله ماق ایسته دیم سنه

ایسته دیم گیلئی ائدیب دؤلدورام گؤزلریمی

ایسته دیم، دیه م بوتون اوره ک ده کی سؤزلریمی

ایسته دیم، دیه م قارانلیق بورویوب گونلریمی

ایسته دیم یازام، بیربیر ألدن گئده ن لریمی

جفادان، آیریلیق دان ، بیر اوجا بایراق ورولوب

اوره گیم قانه دؤنوب، حسرتینن، دردله دؤلوب

گینه سن سیز اؤتوروب

گؤزلریم  یاش له دؤلوب

ایسته دیم آغلییب مکتوبا یازام حسرتیمی

اوره گی راحت ائدیب، اونوتام غملریمی

نئچه نیسگیل دولوسی، جومله ائدم سؤزلریمی

سنه مکتوب یازاراق، خسته ائدم أللریمی

بلکه بیرگون گلیب، حسرتلریمه وای دیه سن

گؤزلریمنن، آخار یاشلارا ای وای دیه سن

أللرینله سیلیب گئچمیشه تای منیمسن دیه سن

قوللارینین ایچینده منه لای لای دیه سن

"بو زامان گؤزلریمدن آخار یاشلاری، اؤز الیمله سیلدیم، قلم ألیمدن بوراخیلیب، یئره دوشدی، آنلادئم کی، گؤز یاشلاریمی سیلن أل، سنه مکتوب یازماقی ایستمیر!"

م. تبریزلی




طبقه بندی: ***تورکی شعرلریم***،
برچسب ها: مکتوب، احساس، قلم،

تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 | 08:46 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

وفاسیز یاریم، نازلی نیگاریم

گل الیمدن توت منیم دولتیم واریم

گل منیم دردیمه درمان اولان یار

سن اولمازسان قارانلیق اولار حایاتیم

گؤزلریم یوللارا، باخار قالار یار

گلمه سن، آغلار گؤزلریم، تاریم

هارداسان سئوگیلیم، هارداسان یاریم

سنسیز اولوب، بلالی باهاریم

سئوگی لر قایداسین، دؤندر گؤزل یار

آیریلیق اولدوره ر، کؤنلومو نگاریم

من سنی چوخ سئودیم، گل

وفاسیز یاریم، نازلی نیگاریم...

م.تبریزلی




طبقه بندی: ***تورکی شعرلریم***،

تاریخ : شنبه 15 فروردین 1394 | 02:26 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

دیشب داشتم فکر می کردم به تو، به خودم، به همه، به این که چگونه از "هیچ" برای خود "درد" ساختیم، از بی دردی بود شاید، به گمانم شاید چون درد و رنج واقعی را تجربه نکردیم، با این "دردها"ی خود ساخته ی خود، سوختیم!  "عشق " را افسانه خواندیم و ندانستیم، آنچه که افسانه بود و واقعیت یافت، حضور من و تو بود در زیر آسمان یک شهر، در چند قدمی هم، اما... فرسنگ ها دور از هم،... فراموش کردن محبت مادر بود، قدرنشناسی عرق ریخته شده ی پدر بود برای زندگی من و تو، اما، ما، این من و توی به ظاهر امروزی و روشن فکر، "عشق"- این حقیقت خدایی- را افسانه پنداشتیم تا سرپوشی بگذاریم بر کاستی هایمان، سرپوشی بر کوتاهی های آگاهانه مان در محبت کردن و عشق ورزیدن، کاش کمی شجاع بودیم و مهر می ورزیدیم به هم، مهری فارغ از مادیات جدایی افکن، مهری پر از احساس، کاش جرئت عاشق شدن را داشتیم، کاش قدرت و غیرت عشق دامنگیرمان می شد...

***م.تبریزلی***


طبقه بندی: دلنوشته ها،
برچسب ها: جرئت عاشق شدن، عشق، درد،

تاریخ : پنجشنبه 28 اسفند 1393 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

سنی چؤک سئویرم

گؤز گؤزه، أل أله

"سنی چؤک سئویرم" دئمیشدین

"سنی چوک سئویرم" دئمیشدیم

آما حایات بیزه باخارکن

بیزیم سئوگیمیزی گؤره ر کن

گولوب،

گؤزلریمیزی ده، أللریمیزی ده

آیئردی...

بو زامان،

آیریلیق دردیله،

سئودامیزین حسرتیله

اوموتسئزلیق دونیاسین دا

گئچمیش گونلره باخارکن

سنین له اؤلان گونلرین خاطره لرین دوشونرکن،

گؤز یاشلاریمی سیلرکن،

الله ایمدان سنین سؤن دفعه گؤرمه ک ایوی ایستریم

سنی سؤن دفعه گوروب، سسیوی إشیدسم أیر،

فقط بیر سؤال ائدیب،

جانیمی خالیقیمه وئره جم،

" سن ده منی دوشونوب

حسرتیله، سسیمی،سؤزلریمی، گؤزلریمی،

من، سنی خیالیمه چکدیغیم کیمین،

خیالیوا چکیب،

اوره ک دن منیم له اؤلماغینی

الله دان ایستدین هیچ؟"

م.تبریزلی

****************************Mah DiSh******************


طبقه بندی: ***تورکی شعرلریم***،

تاریخ : چهارشنبه 8 بهمن 1393 | 06:53 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی

زندگی همیشه اونطوری که تو میخوای نیست... زندگی سخته...خیلی سخت... تا بیای بخوای خودتو به کسی ثابت کنی ، یه کتابچه از تو و خصوصیاتت می نویسن و تحویلت میدن ، اونوخته که می بینی چقدر متفاوتی از چیزی که هستی... از چیزی که عمری تلاش کردی تا باشی...

خیلی به برداشتهامون مطمئن نباشیم... شاید روزی برسه کسی از ما رفتاری رو برداشت کنه که اصلا ربطی به ماهیت ما نداره...

آدمها برای قضاوت خلق نشده اند... پس بهتراست  قضاوت نکنند... زندگی همیشه قضاوت کردن نیست... گاهی قضاوت شدن است. می رسیم به جایی که قضاوتمان میکنند ، درست مثل وقتی که قضاوت کردیم... فقط وقتی می فهمیم که قضاوتمان کامل نبوده که کسی به قضاوت ما به پا خیزد. قضاوت نکنیم... قضاوت درک کامل می خواهد از زندگی... قضاوت ، فراموش کردن خود و تمایلات خود را می خواهد. قضاوت وقتی به جاست که خدا باشی... خدایی باشی که بدانی ... خدایی باشی که خود را در قضاوتت دخالت ندهی... خدایی باشی که قضاوت شونده را ملاحظه کنی... خدایی باشی که بتوانی ببخشی... وقتی نمی توانی ببخشی حق قضاوت نداری...

برای قضاوت، باید "خدا" باشی....

********************Mah DiSh *******************




طبقه بندی: دلنوشته ها،
برچسب ها: قضاوت، خدا،

تاریخ : سه شنبه 23 دی 1393 | 11:27 ب.ظ | نویسنده : مهدیه واحدی



طبقه بندی: دلنوشته ها،

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

  • قیمت دلار | تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ
  • هاست لینوکس
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic